نهم ربیعالاول در فرهنگ شیعه از جهت تاریخی، در مرز دو دوره تاریخی مهم در نگرش شیعی قرار گرفته است، یعنی قرار گرفتن، در مرز خاتمیت دوران حضور تاریخی معصومین(ع) در جامعه بشری و شروع دوران غیبت امام معصوم(ع) از جامعه و آغاز پرچمداری دینداران شایسته به نیابت از آخرین معصوم(ع) است، نهم ربیع الاول را باید بسترگذار انسان 250 ساله به دوران انسان منتظر 14 قرنه است، در ادامه گاهشمار نهم ربیعالاول سال 260 هجری در بستر دورانی شش ماهه میآید:
ذیحجه سال 259 هجری
مادر امام عسکری(ع) به سامرا آمده و به دستور امام مأموریت مییابد که با عنوان سفر حج حضرت مهدی (عج) را موقتاً به حجاز ببرد (اولین سفر حج آن حضرت) امام از شهادت خود به ابوهاشم جعفری (از خواص یاران امام و از بزرگان شیعه و سرپرست علویان عراق و رابط آنان با دستگاه خلافت) خبر میدهد.
امام به احمد بن مصقله یکی از شیعیان، خبر از حیرت شیعه در آینده نزدیک میدهد.
امام توسط خلیفه معتمد به زندان افتاده و زندانبانش فردی به نام علی جریان است که گاه امام را میان حیوانات درنده قرار میدهد ولی امام به سلامت میماند.
خشکسالی در این سال در جغرافیای اسلامی و خصوصاً در عراق و حجاز بیداد میکند سپس شیعه جنوب عراق (سواد العراق) به امام متوسل شده و در نهایت به دعایی که امام به آنان میآموزد بر ایشان باران میبارد.
خشکسالی و قحطی آخر این سال خصوصاً در عراق و حجاز و ایران
در اواخر این سال امام به دستور معتمد به زندان میافتد به گونهای که کسانی که به قصد حج وارد عراق میشدند امیدی به دیدار امام ندارند.
در اواخر این سال امام وکیلی به نام ایوب بن ناب به منطقه نیشابور میفرستد ولی معاشرت او با غلات موجب مخالفت فضل بن شاذان از علمای معروف شیعه در منطقه با او شده، و امر وکالت و نظام جامعه شیعه در منطقه را دچار تزلزل میکند.
پس امام ابتدا فردی دیگر را به نام ابراهیم بن عبده نیشابوری جایگزین او در وکالت کرده تا مسأله وکالت در منطقه تقویت شود و سپس امام در دیدار با یکی از شیعیان نیشابور به نام اسماعیل بن اسحاق نامهای خطاب به شیعه منطقه نوشته و از او میخواهد که این نامه را به تمامی وکلایش در عراق و خراسان نشان داده و بر شیعه منطقه بخواند تا ثبات و اطمینان به جامعه شیعه بازگردد.
محرم سال 260 هجری
ماجرای فتنه نصاری در نماز باران و ایجاد شک و حیرت در جامعه و ناچار شدن معتمد در متوسل شدن به امام عسکری(ع).
آزادی امام از زندان در اول این سال به واسطه نیاز خلافت برای رفع شبهه و حیرت از جامعه اسلامی
در اوایل این سال یکی از وکلای با سابقه به نام عروه بن نحاس دهقان، دچار انحراف شده و با چپاول اموال امام بنای طراحی فتنهای جدید را دارد، ولی با نفرین امام به سرعت مرگش فرا رسیده و جامعه شیعه از فتنهای جدید در آستانه دوران غیبت نجات مییابد.
در اوایل این سال فضل بن شاذان در نیشابور رحلت میکند و امام در دیدار با یک شیعه خراسانی که در بازگشت از حج به دیدارش آمده، خبر از ارتحال او در همان روزها میدهد.
در آغاز همین سال امام پس از آزادی از زندان، در جلسهای خصوصی با حضور 40 نفر از شخصیتهای برجسته شیعه، هم به معرفی فرزند پرداخته و هم از آغاز دوران غیبت صغری در آیندهای نزدیک خبر داد و در نتیجه عثمان بن سعید و محمد بن عثمان بن سعید را به عنوان دو نایب اول امام موعود(عج) در دوران غیبت معرفی میکند.
صفر سال 260 هجری
امام در آغاز این سال به معرفی برخی از نشانههای تشیع در آستانه غیبت میپردازد. کاروانی از قم و اطراف آن با مدیریت احمد بن داود قمی و محمد بن عبدالله طلحی به سمت سامرا راه میافتد ولی کمی پس از راه افتادن نامهای از امام بدانها میرسد مبنی بر نزدیک شدن شهادتش و از آنان میخواهد که بازگردند و منتظر دستور جانشیناش باشند.
آخرین دیدار حکیمه خاتون با امام عسکری(ع) در منزل ایشان در حالی که فرزند ایشان هم حضور دارند.
23 صفر: امام و فرستادن ابوالادیان خادم به عنوان یک پیک و نامهرسان به سوی شیعیان مدائن و خبر دادن از طول سفر که 15 روز طول کشیده و در روز شهادتش در سامرا باز میگردد و نشانههای امامت فرزندش را خواهد دید.
بیقراری مادر امام عسکری(ع) در مدینه به واسطه نزدیک شدن زمانی که فرزندش برای شهادت خود به مادر پیشگویی کرده بود.
هفته اول ماه ربیعالاول سال 260 هجری تا زمان شهادت امام عسکری(ع)
مسموم شدن امام در اول این ماه به دستور معتمد خلیفه عباسی
گزارشی از پرستاری عثمان بن سعید از امام در دوران بستری
انتشار خبر بیماری سخت امام در عراق و اهتمام برخی از شیعیان (خصوصاً در بغداد که مرکز شیعه در عراق بود) برای رساندن خود به سامرا برای انجام آخرین دیدار با آن حضرت و یا مواجهه با جانشین ایشان (بنا بر اصلی که از اهل بیت فرا گرفته بودند که: بر امام جز امام معصوم نماز نمیگذارد)
ابوطاهر محمد بن علی بلالی از وکلای امام بود که میگوید امام سه روز پیش از شهادتش با فرستادن توقیعی جانشین خود را مجدداً به من معرفی کرده و بر منکر وصایت او لعنت فرستاده بود.
امام در شب شهادتش نامههایی چند برای مدینه (احتمالاً خطاب به مادرش و اندک شیعه مدینه) نوشتند.
در شب شهادت امام تنها عقید خادم و بانویی به نام صقیل (و در لحظه شهادت فرزندش هم) حاضر بودهاند.
روز شهادت امام در 8 ربیعالاول سال 260 هجری
شهادت امام در سحرگاه این روز
انتقال مقام عظیم امامت به امام موعود به هنگام شهادت پدر و انتقال مواریث عظیم معنوی و علمی و ملکوتی نبوت و امامت به آن حضرت غسل و کفن امام در ظاهر توسط عثمان بن سعید وکیل آن حضرت صورت گرفت.
اعلان عزای عمومی در شهر و تعطیلی کامل شهر و حضور خلیفه و درباریان و مردم شهر به درت منزل امام
ماجرای نمازگزاران بر پیکر مطهر امام در داخل منزل در جمع شیعیان و تلاش جعفر برای اقامه نماز و اعلان جانشینی خود بدین گونه و بهت و حیرت شیعیان واهمه از انجام واکنش به علت در محاصره بودن منزل.
بازگشت ابوالادیان در میانه حوادث و در آستانه آماده شدن پیکر مطهر برای نمازگزاری و شگفتی از او از ادعای جعفر برای امامت در نماز و امامت شیعه حضور ناگهانی و شگفتانگیز کودکی 5 ساله و اقامه نماز در وقار و هیبتی که همه را به خود جذب نموده، و ناپدید شدن، سریع ایشان، نمازگزاریای که نشانی آشکار برای مسئله جانشینی نزد شیعه شد و موجب ناکامی و خشم و درماندگی جعفر گردید.
انتقال پیکر مطهر برای نمازگزاری و تشییع به بیرون منزل و تلاش دستگاه تبلیغی خلافت به کمک پزشکان و قاضی و...، برای تثبیت ارتحال امام به صورت طبیعی دفن پیکر مطهر در جوار مرقد پدر مظلومش در داخل منزل اهل بیت(ع) پس از دفن امام، یکی از خادمان امام به صورت خصوصی نزد برخی از شیعه که آنجا آمده و اموالی آورده که به جانشین برحق امام بدهند رفته و ضمن خبر دادن غیبی از دارایی همراه آنان به جمعآوری اموال موجود به نیابت امام غایب میپردازد.
ربیعالثانی سال 260 هجری
آمدن مادر امام عسگری (ع) از مدینه و حجاز به سامرا پس از شنیدن خبر شهادت فرزند و مواجه شدن با تلاش جعفر برای مصادره منزل و داراییهای امام، پس ایشان با ارائه اصل حق وراثت شرعی خود حتی در دستگاه خلافت منجر به رسوا شدن جعفر و بازگشتن تمامی اموال مصادره شده به خود شد. پس ایشان خدمه امام را به منزل آن حضرت بازگردانده، و خود ساکن آن منزل گردید و تا سالیانی که زنده بود منزل امام محل مراجعه شیعه جهت جستجو از اخبار امام عسکری(ع) و فرزند موعود ایشان بود.
حکیمه خاتون (ع) هم پس از شهادت امام عسگری (ع) تا مدتها محل مراجعه برخی از شیعه متحیر در سامرا بود تا به آنها از مولود موعود بگوید و یا این که برخی از رجال شیعه پس از زیارت مزار دو امام نزدش میرفتند تااز احادیث امام عسگری (ع) و حکایات مولود موعود از او بشنوند.
«ابوهاشم جعفری» نقیب علویان در عراق (با محوریت بغداد و کوفه) بود و برخلاف سالهای امامت امام عسگری (ع) که گاه به علت دستگیر شدن، و یا به علت دیدار با امام مقیم سامرا است،در این زمانه در بغداد است (تا سال 61 هـ و حضورش در بغداد نقش مهمی در کنترل علویان از ابراز ادعاهای انحرافی و در تثبیت شیعیان بر صراط مستقیم دارد.
رجب و ... سال 260 هجری
در دو سه ماه آغازین از دوران غیبت صغری، سامرا همچنان محل رفت و آمد برخی از شیعه بیخبر از شهادت امام عسکری(ع) و یا متحیر در مسأله امامت پس از شهادت ایشان است. در این مدت جعفر هنوز امیدوار بود که بتواند برخی از آنان را بفریبد، ولی همگی آنان در اولین مواجهه ضمن عدم مشاهده نشانههای امامت (هیبت و وقار امامت) به امتحان او میپرداختند. (امتحان به دانش غیبی و یا آزمایش میزان دانش او و یا امتحان او به احادیث امامان پیشین) و چون جعفر در جواب ناکام میشد، به جستجوی امام راستین برمیآمدند و در این زمان بود که نشانی از امام غایب به آنان میرسید و آنان را از حیرت میرهانید.
از حسن بن محمد اشعری نقل شده که وی گفت: نامههایی از امام حسن عسکری(ع) در خصوص وکالت جنید قاتل فارس بن حاتم بن ماهویه و ابوالحسن و شخص دیگری میرسد؛ ولی بعد از وفات آن حضرت، نامهای از صاحب الزمان(عج) رسید که ابوالحسن و شخص دیگر را وکیل کرده بود ولی درباره جنید چیزی وارد نشد. من اندوهگین شدم، اما چیزی نگذشت که خبر وفات جنید رسید!
گزارشهایی در برخی منابع تاریخی وجود دارد که پس از انتقال عثمان بن سعید به بغداد و تثبیت امر امامت امام موعود برای شیعه قم، در نهایت احمد بن اسحاق قمی برای یاوری نایب اول (با توجه به گستردگی جامعه شیعه ایرانی) به بغداد منتقل شده تا در مقام یکی از سه دستیار ویژه او عمل نماید.
*گاهشماری ظهور و بروزهای امام مهدی(عج)
منبع : حامیان ولایت



